تبليغاتX
نجوم
 
استفاده صلح آمیز از فضا
 
 نیما حامد ارکانی آلبرت انیشتن بعدی ؟      
 نیما حامد ارکانی ایرانی است که سنی در حدود 30 سال دارد، او مدرک لیسانس خود را در ریاضی و فیزیک را از دانشگاه تورنتو در سال 1993 گرفته و پس از آن دکترا را در سال 1997 از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت کرده است.نیما حامد ارکانی پس از آن در شتابدهنده خطی استنفرد شروع به کار کرد.
در سال   1999به عنوان استاد دانشگاه برکلی مشغول به کار شد. وی در سال 2002 پس از یکسال ملاقات با استادان دانشگاه هاروارد به عنوان استادی در دانشگاه  هاروارد رسید و کمی بعد از آن به مقام استادی در تحصیلات پیشرفته در دانشگاه پرینستون رسید. این مقام از سال 1933 تا سال 1955 ( زمان مرگ انیشتن ) در دست انیشتن بوده که هم اکنون نزد دکتر ارکانی است.
در سال گذشته نیز بارها مهمان انستتیو علوم طبیعی بوده و به گفته Peter goddarg مدیر انستتیو : ما با دکتر ارکانی تماس گرفته تا او به جمع استادان ما بپیوندد و او نیز موافقت کرد به گفته وی او یک تصویر ذهنی و یک درک عمیق از ظواهر  تئوری های مدرن دارد و او قرار است نقش یک رهبر را در آزمایش در LHC را داشته باشد. پرفسور Nathan seibery عضو انستتیو علوم طبیعی افزود : درک عمیق او از فیزیک و خلاقیت قابل توجه وی باعث پیشرفت انستتیو خواهد شد.Image
دکتر ارکانی همکنون در زمینه فیزیک ذرات، نامی برای خود دست و پا کرده و قرار است نظریه انقلابی او ( در زمینه عملکرد جهان می باشد) اواخر امسال تست شود. این آزمایش در LHC در CERN که مهمترین و بزرگترین شتابدهنده ذرات در دنیا می باشد انجام خواهد شد. این شتابدهنده در سوئیس قرار دارد و در ماه می سال 2008 افتتاح گشته.  US/LHC   در ماه آگوست یا سپتامبر  شروع به کار می کند و اثبات تئوری در آن در سال 2009 می باشد. LHC تونلی دایره ای شکل به طول 17 مایل (20.8 کیلومتر) دارد. هزینه ساخت این دستگاه عظیم در حدود 5 تا 10 بیلیون دلار شده است.
دکتر نیما حامد ارکانی ( رهبر فیزیکدانان نظری ) افکار ما را در مورد فضا و زمان باز کرده و به گفته ایشان جهان حد اقل 11 بعد دارد. این نظریه انقلابی را در فیزیک بوجود خواهد آورد. در تئوری ابر ریسمان  و یا به اختصار ریسمان، تلاش بر این بوده که توضیح دهد ذرات کوچکترین حالت در این جهان نیستند بلکه حلقه هایی که دارای نوسان می باشند، که ریسمان نامیده می شوند کوچک ترین چیز می باشد. در این نظریه ریسمان در  11 بعد نوسان می کند و بر خلاف ما که در 3 بعد مکان و یک بعد زمان هستیم. بیشتر مدلها در این تئوری حداقل 7 بعد دیگر را نشان می دهد که برای انسان قابل درک نیست.Image
دکتر ارکانی با فیزیکدانانی به نام Dimopoulos و Dvail پیشنهاد کردند که بعضی از این ابعاد بزرگتر از حدی است که قبلا تصور می شد و این مدل( ADD (Arkani-Dvail-Dimopoulos نام دارد متاسفانه این ابعاد قابل مشاهده نمی باشند، زیرا گرانش تنها نیروی هست که بر آنها احاطه دارد.
مخالفت بعضی ها با این تئوری به این دلیل است که نمی توان آن را آزمایش کنند. برای مثال، گر شما در ماشین خود نشسته باشید و دستگاه GPS شما روشن باشد، شما می توانید سرعت و مکان دقیق خود را در یک لحظه بدانید. ولی این کار در دنیای ذرات غیر ممکن است و شما نمی توانید سرعت و مکان یک جسم را در یک لحظه بگویی.
ارکانی و دیگران بر این باورند که( LHC (larg hadron collider   قادر است به جواب دادن به این سوال کمک کند. اگر تئوری او تایید شود، این اولین پیشرفت در زمینه فیزیک ذرات و تصورات ما در مورد فضا زمان اطرافمان از زمان انقلاب انیشتن در این رشته تا به امروز می باشد.
جوایزی که وی دریافت کرده:
در سال 2005 جایزه فی بتا کاپا از دانشگاه هاروارد.
در سال 2003 کسب مدال گریبو از انجمن فیزیک اروپا .
و کمگ هزینه های متعددی در سال 2002

 

نگارش یافته توسط حمیدرضا گل کاریه   

  نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 15:23  توسط مصطفی کاظمی پور  | 
     
Image
  یک تیم بین المللی از ستاره شناسان با نام  SDSS  نقشه ای جدید از جزئیات شیمیایی بیش از 2.5 میلون ستاره را ارائه کرده اند. این نقشه جدید می تواند پیشنه ی کهن کهکشان راه شیری را آشکار سازد. به گفته Zeljko Ivezic از دانشگاه واشنگتن  " ستاره شناسان با استفاده از نقشه گروه SDSS می توانند اسرار شکل  گیری و و رشد کهکشان راه شیری  را کشف کنند
ستاره شناسان برای توصیف تمامی عناصر سنگین تر از هیدروژن و هلیوم از اصطلاح " فلزات"  استفاده می کنند که شامل عناصری همچون اکسیژن ، کلسیم و آهن  است  که بدن ما بترتیب از آنها برای تنفس ، استخوان سازی و خون سازی  استفاده می کند.هلیوم و همچنین اثاری از لیتیوم در آفرینش  جهان در بیگ بنگ مشاهده شده است. تمامی عناصر دیگر (همچون آهن و کربن) نیز یا در درون هسته ی ستارگان و یا در طول انفجار ستارگان بزرگ ساخته شده اند.
 
 
 

نمایی از کهکشان راه شیری

 نگارش یافته توسط فاطمه شنبه زاده   
 

ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 15:23  توسط مصطفی کاظمی پور  | 
زندگی روی کره ی زمین از3/5 تا 4/5 میلیارد سال پیش آغاز شد.بود دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ملکول های حیات ممکن است از طریق یک ستاره ی دنباله دار به زمین رسیده باشدند.البته فرضیه ی دیگری نیز حاکی از آن است که مواد خام روی زمین ممکن است پس ازطی چندین واکنش عامل ایجاد حیات روی زمین شده باشند.
گروهی از دانشمندان بر این باورند که مواد معدنی آب اقیانوس ها وارد جلگه ها شده وسپس در نتیجه ی تابش نور خورشید ملکول های ابتدایی حیات شکل گرفتند.و گروهی دیگر نیز معتقدند که حیات ابتدایی روی زمین در گل ولای ته اقیانوس ها شکل گرفته است.حال کمی منظومه ی شمسی را بررسی می کنیم.
اروپا:همانطور که می دانیم یکی از قمر های مشتری اروپا است دانشمندان بر این باورند که در زیر لایه های یخی این قمر اقیانوس وجود دارد بنابراین امکان وجود یک حیات ابتدایی در این قمر وجود دارد.
مریخ:طبق تحقیقات انجام شده حدود چهار میلیارد سال پیش مریخ دارای آب وهوای  گرم و مرطوب بوده است بنابراین احتمال وجود حیات اولیه  در آن زمان بوده است.تصاویر ارسالی  ماهواره ها از سطح مریخ جاری بودن کانال های آب روی سطح این سیاره را در گذشته های بسیار دور تایید می کند.
زهره:زهره سیاره ای بسیار داغ است و دمای سطح آن به دلیل خاصیت گلخانه ای جو این سیاره از عطارد نیز بیشتر است .
تیتان:همانطور که می دانیم در ژانویه ی سال 2005 کاوشگر هویگنس روی سطح تیتان فرود آمد.تصاویر ارسالی  هویگنس به زمین نشان گر وجود متان فشان ها و کانال هایی روی سطح این سیاره بود.شرایط این قمر مانند وقتی است که حیات روی زمین در حال شکل گیری بود.اما چون خورشید از این قمر بسیار دور است تنها راه شکل گیری حیات روی سطح این قمر به وجود آمدن انرژِی در واکنش های شیمیایی رخ دهنده ی این  این قمر است.آخرین تصاویر ارسالی از کاسینی نیز وجود دریاچه های حاوی متان را در این قمر اثبات می کند.
اگر به زمین بنگریم می بینیم که مقدار زیادی از سطح این سیاره از آب پوشیده شده است و تمام واکنش های حیات در حضور این ماده انجام می شود بنابراین آب عامل اصلی شکل گیری حیات روی کره ی زمین بوده است.
         سایت مجله ی مکانیکعمومی:www.popmech.ru

ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:51  توسط مصطفی کاظمی پور  | 
 

با سلام  از من در خواست کرده بودید مطلبی در باره سیاهچاله بزنم این د رخواست از طرف۱- محمد جمشیدی یکی از اعضای انجمن نجوم شوشتر  ۲- از طرف یکی از بچه های خوابگاه دبیرستان نمونه دولتی الهادی می باشد  .

سوال۱:چگونه و با چه عواملی  می توان سیاهچاله ها را شناسایی کرد؟

سوال۲:ایا می از طریق سیاهچاله به آینده و گذشته رفت؟

سیاهچاله‌ها

نگاره‌ای تخیلی از صفحه تجمع پلاسمای داغ بر گِرد یک سیاهچاله (برگرفته از ناسا).

 

 اجرام فضایی دارای شعاع بسیار کم (در حدود یک دهم شعاع زمین) و جرم بسیار زیاد می‌‌باشند (بیش از ۱.۴ برابر جرم خورشید). یکی از خصوصیات آن‌ها گرانش زیاد آن‌ها است که حتی نور را هم در خود جذب می‌‌کند.(این برداشت که نور جذب سیاه چاله‌ها می‌شود کاملاً غلط است چون در نظریه نسبیت عام اینشتین گفته شده است که فضا-زمان به علت وجود ماده انحنا پیدا می‌کند که در سیاه چاله‌ها حتی انحنا باعث ناپیوستگی در فضا زمان می‌شود و چون نور در این فضا-زمان حرکت می‌کند به ناچار وارد سیاه چاله می‌شود) گفتنی است این سیاهچاله‌ها از فرو پاشی (Collapse) ستارهای نوترونی ایجاد می شوند و پس از آنکه هسته اتمها در آن به قدری بزرگ شدند که نیروی گرانش دیگر نتواند انرژی لازم برای جوش هسته‌ای را در آنها تأمین کند به وجود می‌‌آیند.

سیاهچاله‌ها جذاب‌ترین و اسرارآمیزترین اشیاء فضایی هستند. مهم‌ترین یافته‌های اخترشناسی سالهای ۱۹۶۰ تپ‌اخترها و اخترنماها هستند. تپ اخترها منابع رادیویی و (حداقل در یک مورد) منبع نوری تپنده منظم هستند. اختر نماها منابع نوری و رادیویی بسیار شدیدی هستند که ظاهراً از زمین فاصله زیادی دارند. کشف تپ اخترها و اخترنماها بیشتر در نتیجه پیشترفتهای اخترشناسی رادیویی تحقق یافت که در سالهای ۱۹۷۰ منجر به جستجوی طبقه تازه‌ای از اشیای آسمانی شد که عجیب‌ترین پدیده‌های فیزیکی در جهانند.

این پدیده ها، سیاهچاله‌ نامیده می‌‌شوند. آنها را از این رو به این نام خوانده‌اند که بی نورند و چون یک جاروبرقی اختری، ماده و انرژی را از فضا می‌‌مکند. اخترفیزیکدانان، سیاهچاله‌ها را که بسیار کوچکند، آخرین مرحله تاریخ رندگی ستارگان بسیار بزرگ می‌‌دانند. دانشمندان، سیاهچاله‌ها را که بر اثر نیروی گرانش خودشان فرومی‌پاشند، از نظریه نسبیت عمومی آلبرت اینشتین استنتاج کرده اند. نظریه اینشتین در نظریه جاذبه (گرانش) نیوتون کاملاً تجدید نظر کرده است. اگر یک سیاهچاله‌ در فضای خارجی کشف شود. این رویدادها برای فیزیک و اختر‌شناسی با اهمیت خواهد بود. فیزیک کلاسیک نمی‌تواند سیاهچاله‌ را تبیین کند. اگر یک سیاهچاله‌ وجود داشته باشد، نسبیت عمومی به طور واقعی مورد تایید قرار خواهند گرفت.

 ویژگی سیاهچاله‌ها

فیزیکدانان به یاری تجهیزات کوچک، توصیف نسبتاً جامعی از سیاهچاله‌ها به دست داده اند. به باور دکتر جان ویلر و دکتر رئو روفینی از دانشگاه پرینستون سیاهچاله‌ها اندازه و شکلی به مفهوم قراردادی آن ندارند اما آنها در محدوده یک قطر ۱۵ کیلومتری عمل می‌‌کنند. سیاهچاله‌ها جرمهای متفاوتی بین جرم خورشید و صد میلیون برابر جرم خورشید دارند. سیاهچاله‌ها مثل گرداب عمل می‌‌کنند. هر جرم با انرژی سرگردانی که به یک سیاهچاله‌ نزدیک شود (در داخل فاصله معینی که افق آن خوانده می‌‌شود) بطور مقاومت ناپدیری به درون گرداب، که همان سیاهچاله‌، است کشیده می‌‌شود. نیروهای کشندی شدید درون سیاهچاله‌ها ماده را در یک سمت می‌‌کشد و منبسط می‌‌کند و در سمت دیگر می‌‌فشرد و خرد می‌‌کند. تا آن که آن ماده به کلی تجزیه و جزء فضای خمیده و سیاهچاله‌ شود.

خواص دیگر سیاهچاله‌ها از این هم عجیب تر است. زمان و مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملاً فرو پاشیده ردو بدل می‌‌کنند. هر شی در شرایط عادی اندازه خود را نگه می‌‌دارد ولی نمی‌تواند از عمر فیزیکی بگریزد. در درون سیاهچاله‌ بر اشیا عمری نمی‌گذرد، ولی مداوماً کوچک‌تر می‌‌شوند. مشاهده کنندگان سیاهچاله‌ از فاصله مطمئن و ایمنی نمی‌توانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی، تحت تأثیر مکش سیاهچاله‌ است. همچنانکه نور به درون آن کشیده می‌‌شود، به طور بی پایانی به انتهای قرمز طیف رنگها تغییر مکان می‌‌دهد و سیاهچاله‌ را سیاه و بنابراین نامرئی می‌‌کند. اگر سیاهچاله‌ها اندکی مرئی بودند، مشاهده کنندگان، این ستارگان را درست آن گونه که پیش از فروپاشی هزاران میلیون سال پیش رخ داده بود می‌‌دیدند. علت آن است که وقتی ستاره به سیاهچاله‌ تبدیل می‌‌شود، نسبت به ناظران بیرونی بی درنگ گذشت زمان در آن متوقف می‌‌شود. به عقیده دکتر ویلر و دکتر روفینی (علائم و اطلاعات مربوط به مرحله‌های بعدی فرو پاشی هرگز نمی‌گریزند، بلکه در فرو پاشی خود هندسه (زمانی و مکانی) درگیر می‌‌شوند.)

دنباله  در ادامه مطالب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 17:30  توسط مصطفی کاظمی پور  | 
یوری الکسی‌یویچ گاگارین (به روسی: Юрий Алексеевич Гагарин)، کیهان‌نورد روسی و متولد ۱۸ اسفندماه ۱۳۱۲ (۹ مارس ۱۹۳۴ میلادی) است. یوری گاگارین نخستین انسانی بود که به فضا رفت و مدار کره زمین را پیمود. یوری گاگارین در پرواز فضایی‌اش در مدت ۱۰۸ دقیقه مدار زمین را یک دور بطور کامل پیمود. عصر سفرهای فضایی انسان با این پرواز آغاز گشت و آرزوی دیرینه بشر برای ترک کره خاکی و تماشای زمین از فضا تحقق یافت. گاگارین به خاطر سفر فضایی تاریخی خود نشان‌ها و عنوان‌های افتخار بی‌شماری از سراسر جهان دریافت کرد.
دوره نوجوانی دوران دبستان یوری در روز یکم سپتامبر ۱۹۴۱ به دبستان رفت، اما در ۱۲ اکتبر همان سال روستای آنها توسط نیروهای آلمان نازی اشغال شد و مدارس به مدت دو سال تعطیل شدند. همانند بسیاری از خانواده‌های دیگر در شوروی، خانواده گاگارین در طول جنگ جهانی دوم با مشکلات زیادی مواجه بودند. در سال ۱۹۴۳ خواهر و برادر بزرگترش زویا و والنتین توسط نیروهای اشغالگر برای کار اجباری به اردوگاه‌های نازی‌ها برده شدند، و تا پایان جنگ نتوانستند خانواده‌شان را ببینند. یوری گاگارین در مدرسه دانش‌آموزی کوشا و درسخوان و بقول معلم مدرسه‌اش گهگاهی هم بازیگوش بود! او از کودکی به پرواز علاقه داشت؛ معلم ریاضی و فیزیک او در طول جنگ جهانی دوم خلبان نیروی هوایی شوروی بوده، و این موضوع شاید در علاقه گاگارین به پرواز بی‌تاثیر نبوده باشد.




ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 0:0  توسط مصطفی کاظمی پور  | 
. Yuri Gagarin سالها پيش در 12 آوريل 1961، زماني كه غرش مهيب موتورهاي قدرتمند راكت حامل وستک۱ سرتاسر پايگاه فضايي بايكنور را در مي‌نورديد، عصر جديدي در تاريخ بشر آغاز شد كه زندگي و فهم بشر از دنياي اطراف را اساساً تغيير داد. در اوج رقابتهاي فضايي دو ابر قدرت زمان، ‌اتحاد جماهير شوروي که پيش از آن نيز تمامي رکوردهاي اوليه تسخير فضا را به خود اختصاص داده بود، بار ديگر گامي بلند برداشت تا نه تنها مردم شوروي را در اين رقابت جهاني سرافراز كند بلکه جهان را وارد عصري تازه نمايد، عصري که انسان توانست قدم از کره خاکي خود بيرون گذارد و براي اولين بار به فراسوي جو زمين سفر کند. يوري گاگارين، سرنشين خوشبخت اين فضاپيماي تاريخي اولين بشري بود كه به فضا سفر كرد. مدار گرد حامل اولين و معروفترين فضانورد جهان پس از آنكه ۱۰۸ دقيقه با سرعت ۲۷۴۰۰ کيلومتر در ساعت، يكبار زمين را دور زد، اولين فضانورد جهان را به سلامت به زمين بازگرداند و بدينسان افتخاري بي‌نظير براي يوري گاگارين و كشورش به ارمغان آورد. مداري كه يوري گاگارين سوار بر وستك 1 پيمود، مداري بيضي شكل بود كه حداقل 169 و حداكثر 315 كيلومتر از سطح متوسط زمين فاصله داشت و صفحه مدار با صفحه استواي زمين زاويه‌اي 65 درجه‌اي مي‌ساخت تا فرود گاگارين را در خاك شوروي تضمين نمايد. در آن زمان براي اينكه كسي عنوان پرافتخار فضانورد را كسب كند مي‌بايستي سوار بر فضاپيماي خود علاوه بر عبور از مرز فضا و قرار گرفتن در مدار قادر به بازگشت به زمين با كپسول فضايي خود نیز مي‌بود. وستك 1 تنها قادر به بازگرداندن فضانوردان به جو زمين بود و شرايط لازم براي فرود نرم و ايمن بر سطح خاك در اين كپسول فضايي ديده نشده بود. از اين رو يوري گاگارين مجبور بود در ارتفاعي خاص از كپسول به بيرون پريده و با چتر نجات خود را به زمين برساند.




از آنجا كه اين موضوع مي‌توانست عنوان نخستين فضانورد جهان را از وي سلب نمايد و در نتيجه چنين افتخاري عايد اتحاد جماهير شوروي نيز نمي‌شد، سياستمداران روسي تصميم گرفتند اين داستان را مخفي نگاه دارند تا اينكه اين اواخر و پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين موضوع علني شد. (داستانی دیگر از مخفی کاری سران شوروی سابق در امور فضا) ...داستان زندگي يوري گاگارين يوري (نشسته) به همراه خواهر و برادرانش در نهم مارس 1934، يك زوج كشاورز روسي كه در منطقه كلوشينو واقع در حوالي مسكو روي يك زمين مشترك، كشاورزي مي‌كردند، صاحب پسر بچه‌اي شدند كه او را يوري ناميدند. يوري الكسويچ گاگارين سومين فرزند اين خانواده بود كه بعدها فرزند چهارمي نيز به آنها اضافه شد. مادر وي علاقه عجيبي به مطالعه داشت و پدرش نجار ماهري بود. از آنجاييكه پدر و مادر يوري به شدت كار مي‌كردند تا معاش خانواده را تأمين نمايند، خواهر بزرگتر يوري از وي مراقبت مي‌كرد. در خلال جنگ جهاني دوم، خانواده گاگارين نيز مانند بيشتر خانواده‌هاي روسي درد و رنج بسياري را تحمل كردند. دو خواهر و برادر بزرگتر وي در سال 1943 به آلمان برده شدند و تنها پس از جنگ دوباره به وطن بازگشتند. معلم يوري خوب به خاطر داشت كه وي دانش‌آموز باهوش و سخت‌كوشي بود و البته بسيار شيطنت مي‌كرد. زماني كه معلم رياضي يوري به نيروي هوايي ارتش سرخ پيوست، آرزويي عميق در قلب اين جوان ماجراجو ريشه دواند که بعدها منشاء اثرات زیادی شد. يوري كه مجبور بود زود به كار مشغول شود، كارگاه آهنگري را برگزيد و اندكي بعد او را براي ادامه تحصيل در مدرسه عالي تكنولوژي انتخاب شد. در همان زمان يوري به عضويت كلوپ هوايي درآمد و پرواز با هواپيماي سبك را آموخت. اين تفريح جديد كه قسمت اعظم وقت يوري را اشغال كرده بود، دريچه جديدي در زندگي وي گشود. يوري كه سخت تلاش مي‌كرد سرانجام در سال 1955 هر دو رشته را با موفقيت به پايان رساند. علاقه شديد وي به خلباني باعث شد كه پس از پايان تحصيلات وارد مدرسه آموزش خلباني اُرنبرگ شود و در همانجا بود كه با والنتينا گوريچوا، دختر جواني كه در 1957 با هم ازدواج كردند، آشنا شد. زماني كه يوري و والنتينا با هم ازدواج مي‌كردند، يوري نشان (Wing) پرواز با ميگ 15 را دريافت كرده بود.وی زماني كه مرد بزرگي شده بود، يك خصوصيت ويژه داشت. يوري بسيار كوتاه قد بودو فقط 157 سانتي‌متر قد داشت. در سال 1960 جستجوي وسيعي براي انتخاب 20 كانديد جهت حضور در برنامه فضايي اتحاد جماهير شوروي آغاز شد. يوري يكي از آن 20 منتخب خوش‌شانسي بود كه تمرينات شديد، وسيع و جديدي را پشت سر گذاشت. در نهايت پس از آزمايشات فراوان پزشكي و فيزيولوژيكي و انجام تمرينات سخت يادگيري بودن در فضا، دو فضانورد باقي مانده بودند: يوري گاگارين و گرمان تيتوف. حدس زده مي‌شود دلايل انتخاب يوري گاگارين به عنوان اولين فضانورد اتحاد جماهير شوروي و همچنين دنيا، علاوه بر مسائل بدني، آموزشي و تواناييهاي وي براي بودن در فضا به اخلاق و روحيات او نيز وابسته بوده باشد. يوري مرد بسيار متواضع و خوش‌مشربي بود كه علي‌رغم قد كوتاهش در جلسات و ميهمانيها به چشم مي‌آمد. در نقطه مقابل وي، گرمان تيتوف بسيار گوشه‌گير و ساكت بود. سرانجام در 12 آوريل 1961، يوري گاگارين سوار بر موشك فضاپيماي وستوك1 اولين انساني شد كه مرز فضا را گشود و قدم به دنيايي اسرارآميز نهاد. يوري بسيار مشهور شده بود و يك شبه ره صد ساله پيمود. او به ناگهان از ستواني ساده به درجه سرهنگي ارتقاء پيدا كرد و با سران حزب كمونيست نشست و برخاست مي‌نمود. اولياي امر زماني كه يوري در مدار زمين بود، اميد كمي به بازگشت وي داشتند و فرض بر اين بود كه يوري در هنگام بازگشت به زمين خواهد مرد. يوري گاگارين پس از اين سفر تاريخي به چهره سرشناس جهان تبديل شد و اتحاد جماهير شوروي از اين چهره استفاده‌هاي سياسي بسياري كرد. يوري گاگارين سرانجام در ۲۷ مارس ۱۹۶۸، در جريان يک پرواز تمريني با هواپيماي ميگ كه بسيار مورد علاقه وي بود، کشته شد و فرصت آن را نيافت تا براي بار دوم زمين را از مدار و از فراسوي جو آن ببيند. اگرچه همواره نام يوري گاگارين به عنوان نخستين فضانورد جهان ياد مي‌شود اما عقيده كارشناسان بر اين است كه اتحاد جماهير شوروي قبل از يوري دو فضانورد ديگر را نيز به فضا اعزام كرده بود كه متأسفانه هر دو بنا به دلايلي مرده‌اند. حدس زده مي‌شود يكي از اين دو نفر ولادمير ايليوشين پسر طراح معروف هواپيماهاي ايليوشين بوده است كه در اثر تزريق اشتباه به مداري نادرست، هنگام بازگشت در چين به زمين برخورد كرد. . شهرام يزدان‌پناه، پژوهشگر علوم و فناوري فضايي . . ... ... ... ... ... ... ... . برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد يوري گاگارين، نخستين فضانورد جهان، مطالب زیر را نیز بخوانید: ... Russia In Space ... Yuri Alekseyevich Gagarin ... يوري گاگارين خواندن ماجراهای زیر را نیز به شما توصیه می‌کنیم: ... فضانوردی که غرور، او را روتوش کرد!! ... به زمين بازگردید، مأموریت انجام نشدنی است!
  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 23:14  توسط مصطفی کاظمی پور  | 

پرجرم‌ترين سياه‌چاله‌ي ستاره‌اي کشف شد.

ستاره‌شناسان یك سیاهچاله با جرم غیرعادی یافته‌اند كه به گرد یك ستاره همدم غول‌پیكر می‌چرخد. خصوصيات جالب اين سيستم، توجه اخترشناسان را جلب کرده است.
معصومه اسکندري
۲ آبان ۱۳۸۶

این سیاهچاله قسمتی از یك سیستم دو‌تایی واقع در كهكشان M۳۳ در فاصله سه میلیون سال نوری از زمین است. با تركیب داده‌های رصدخانه فضایی پرتو X «چاندرا» و مشاهدات تلسكوپ «جمینی» در جزایر هاوایی، جرم این سیاهچاله ۷/۱۵ برابر جرم خورشید برآورد شده است. در این صورت این سیاهچاله كه M۳۳ X-۷ نامیده شده، سنگین‌ترین سیاهچاله‌ی ستاره‌ای شناخته شده است.

تصويري هنرمندانه از سياه‌چاله و همدم ستاره‌اي

سیاهچاله‌ی ستاره‌ای در پایان عمر یک ستاره‌ی پر جرم، پس از یک انفجار ابرنواختری، از رمبش هسته‌ی آن به وجود می‌آید.

این كشف، شواهدی درباره سیر تكاملی و سرنوشت ستاره‌های پر جرم به دست می‌دهد. این پرسش برای دانشمندان مطرح است كه چگونه چنین سیاهچاله‌ی سنگینی تشكیل می‌شود.

M۳۳ X-۷ به گرد یك ستاره همدم می‌چرخد كه هر سه روز و نیم یكبار باعث گرفت در سیاهچاله می‌شود. جرم ستاره همدم نیز غیر‌عادی است، ۷۰ برابر جرم خورشید كه برای یك همدم در یك سیستم دوتایی شامل یك سیاهچاله بسیار زیاد است. به گفته‌ی دانشمندان اين همدم پرجرم ممكن است به یك ابرنواختر تبدیل شود. در این صورت، سیستم به یك زوج سیاهچاله تبدیل می‌شود. مدل‌های فعلی تكامل ستارگان سنگین به سختی خصوصیات سیستم دوتایی M۳۳ X-۷ (حركت یك سیاهچاله سنگین در یك مدار كوچك به گرد یك ستاره همدم سنگین) را توجیه می‌كنند.

ستاره‌ی مولد سیاهچاله بایستی جرمی بیش از ستاره همدم داشته باشد تا بتواند زودتر از آن به سیاهچاله تبدیل شود و شعاع چنین ستاره‌ی سنگینی می‌بایست بیش از فاصله كنونی میان سیاهچاله و همدم باشد، زیرا دو ستاره هنگامی كه جو بیرونی مشترك پیدا می‌كنند به یكدیگر نزدیكتر می‌شوند. این فرآیند عموما حاصل از دست رفتن مقدار زیادی از جرم سیستم است، به قدری زیاد كه ستاره نمی‌تواند یك سیاهچاله با جرمی معادل ۷/۱۵ برابر جرم خورشید بسازد.

نرخ فوران گاز از ستاره مولد پیش از انفجارش بایستی ۱۰ برابر كمتر از پیش‌بینی مدل‌ها باشد. در این صورت حتی اگر ستاره‌های سنگین‌تر در هنگام انفجار جرم بسیار كم‌تری از دست ‌دهند، درخشندگی زیاد آن ها قابل توجیه است. بر خلاف تصور، حفظ قسمت عمده جرم در پایان عمر ستاره‌های سنگین دور از ذهن نیست و این پدیده اثر زیادی بر روی سیاهچاله‌هایی كه می‌سازند، دارد.

تصوير سيستم از ديد جميني

تصوير سيستم از ديد هابل

تصوير در پرتو X

 

 

 

 

 

 

 

این اولین سیاهچاله در یك سیستم دوتایی است كه با چرخش خود به دور همدمی سنگین‌تر باعث ایجاد گرفت می‌شود. به دلیل گرفتی بودن و برخی خواص غیرعادی، این سیاهچاله نمونه خوبی برای مطالعات اخترفیزیكدان‌ها است.گرفت‌های سیاهچاله برآورد دقیقی از جرم سیاهچاله و همدم آن به دست می‌دهد. طول گرفت اطلاعاتی درباره اندازه ستاره همدم و مقیاس حركت همدم اطلاعاتی درباره جرم همدم و سیاهچاله فرآهم می‌كند و از اطلاعات ديگر سیستم برای تایید نتایج به دست آمده استفاده می‌شود.

اطلاعات و تصاویر بیشتر در http://chandra.harvard.edu و http://chandra.nasa.gov در دسترس است.

منبع:http://chandra.harvard.edu

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 8:47  توسط مصطفی کاظمی پور  | 
یکی از مکان های مناسب برای پرتاب ماهواره ها خط استوا است Sea Launch یکی از پروژه هایی است که برای پرتاب ماهواره ها به مدار از طریق استوا انجام می شود. 

ایده ی اصلی:      

در سال 1962 سازمان فضایی ناسا و مرکز تحقیقات هوافضای دانشگاه رم ایتالیا برای ساختن ایستگاه فضایی شناوری در اقیانوس هند به توافق رسیدند. برای این منظور در ایتالیا دو سکوی شناور برای این پروژه ساختند. یکی از این سکو ها برای پرتاب موشک و دیگری برای مرکز کنترل در نظر گرفته شدند. در سال 1966سکوی سنتا ریتا از ایتالیا فرستاده شد و از این سکو برای پرتاب  اولین ماهواره ی تحقیقاتی ایتالیا به نام San Marco-B استفاده شد. این ماهواره برای تعیین تراکم لایه های بالایی اتمسفر به مدار پرتاب شد. با به کار گرفتن از سکوی جدید سن مارکو این پروژه شکل واقعی تر به خود پیدا کرد. از سکوی سن مارکو برای پرتاب بسیاری از ماهواره های تحقیقاتی استفاده شد. تلسکوپ فضایی Uhuru در 12 دسامبر 1970  نیز ازطریق این سکو به مدار پرتاب شد. یکی از مشکلاتی که این پروژه ظرفیت حمل بار کم آن بود.بیشینه ی حمل بار در این پروژه 200 کیلوگرم بود. موشک های حمل کننده ایی که در این پروژه به کار قرار می گرفتند از نوع Scout امریکایی بودند. به این ترتیب آخرین پرتاب از سکوی سن مارکو در 25 مارس سال 1988 صورت گرفت و این پروژه به دلیل مشکل یاد شده متوقف شد.

 آغاز پروژه ی Sea Launch

پروژه ی  Sea Launch یک همکاری بین المللی است. در این پروژه شرکت امریکاییBoeing  کمپانی های روسی Energiya و Rubin  همچنین  شرکت کشتی سازی نروژی Kvaerner  و دو شرکت هوافضای اوکراینی به نام Yuzhnoyeh  و Yuzhmashzavod  شرکت دارند. پایگاه این پروژه در Long Beach کالیفرنیا قرار دارد. نام سکوی به کار گرفته شده در این پروژه ادیسی است. در ابتدا از سکوی یاد شده برای استخراج نفت استفاده می شد. اما شرکت کشتی سازی نروژی Kvaerner سکوی ادیسی را برای به کار گیری در پروژه های فضایی آماده کرد.

برای پرتاب ماهواره در پروژه ی  Sea Launch راکت حمل کننده ی  Zenit-3S به کار گرفته می شود. این راکت همچنین دارای بلوک افزایش دهنده و محموله ی قابل حمل است. این راکت توانایی حمل بار تا 6 تن را دارد. جرم ابتدایی راکت 444 تن و طول آن 43 متر است. در این پروژه شرکت بویینگ  قسمت حمل بار راکت را طراحی و ساخت.

هنگامی که راکت به فضا پرتاب می شود با به بکارگیری از بلوک افزایش دهنده ی خود شتاب کمکی می گیرد. در این هنگام قسمت بار از راکت جدا می شود و کمی بعد ماهواره از قسمت بار جدا می شود و به سمت مدار در نظر گرفته شده می رود. این پروژه در سفارش های زیادی را از شرکت های هوا فضایی و مخابراتی برای پرتاب ماهواره های ارتباطاتی دریافت کرده است. مزیت اصلی  پروژه ی Sea Launch در این است که ماهواره ها آسان تر در مدار Geostationary قرار می گیرند.

مدار Geostationary مداری است که بالای خط استوا قرار دارد ( صفر درجه ی عرض جغرافیایی) و وقتی ماهواره در این مدار قرار می گیرد از دید ناظر زمینی یک جسم بدون حرکت به نظر می رسد.

بازگردان: صبا اکبری

از مجله ی مکانیک عمومی



منبع ParsSky.com
نویسنده  صبا اکبری
کد بایگانی مطلب  1191744917
  بيننده  168
  نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 8:39  توسط مصطفی کاظمی پور  | 
 دسامبر 2005 مدیر آژانس فضایی روسیه به نام آناتولی پرمینف از به پایان رسیدن پروژه ی کلیپر خبر داد. در سال 2000 روس ها از راکت انرژِی که کار آن مانند راکت سویوز می باشد برای انجام ماموریت های تعویض وسایل در مدار استفاده کردند این راکت حمل کننده ی بسیار خوبی به شمار می رود.در اوایل سال 2004 (هنگام رقابت در پروژه ی کلیپر)یکی از شرکت های هوا فضای روسیه این راکت حمل کننده را تکمیل کرد و این راکت پیچیده تر را کلیپر-انرژِی نام گذاری کرد . 

27 دسامبر 2005 مدیر آژانس فضایی روسیه به نام آناتولی پرمینف از به پایان رسیدن پروژه ی کلیپر خبر داد.  در سال 2000  روس ها از راکت انرژِی  که کار آن مانند راکت سویوز می باشد برای انجام ماموریت های تعویض وسایل در مدار استفاده کردند این راکت حمل کننده ی بسیار خوبی به شمار می رود.در اوایل سال 2004 (هنگام رقابت در پروژه ی کلیپر)یکی از شرکت های هوا فضای روسیه این  راکت حمل کننده را تکمیل کرد و این راکت پیچیده تر را  کلیپر-انرژِی نام گذاری کرد . این راکت برای روسیه گامی به جلو به حساب می آید این راکت قابلیت حمل 6 فضانورد را دارد که یکی از برتری های این راکت نسبت به سویوز می باشد.اما این راکت حمل کننده نسبت به شاتل فضایی یا بوران(شاتل روس ها می باشد.)ضعف هایی دارد.این ضعف ها شامل رساندن بار و مونتاژ های مداری می باشد که شاتل یا بوران در این زمینه بهتر ماموریت خود را انجام می دهند.

راکت ساخته شده ی  انرژِی - کلیپر  قابل حمل سرنشین می باشد و دارای چتر فرود می باشد.   تکمیل کنندگان راکت انرژی هنگام  ارتقا این راکت پیشنهاد دادند تا به بدنه ی راکت انرژِی  چند بال نصب شود.افزودن بال به این راکت باعث افزایش قدرت مانور و راحت تر شدن فرود این راکت می شود.

با پیشنهاد افزوده شدن بال به بدنه ی موشک انتظار می رفت که کارخانه ی لاوچکینا پیمان کار این پروژه شود.کمپانی لاوچکینا سازنده ی موشک "انرژی" و شاتل روس ها(بوران)  و تکمیل کننده ی بسیاری از طرح های هوا فضا بوده است. اما این شرکت حاضر به این کار نشد و شرکت OKB مسئول این طرح شد.

لاوچکینا اعلام کرد که اگربه بدنه ی موشک انرژِی بال افزوده شود باید تغییرات اساسی در سیستم هدایت موشک انجام شود.علاوه بر این باید چند چرخ به موشک افزوده شود.این کار هزینه های بسیار زیادی را در بر داشت و به همین خاطر لاوچکینا از انجام این کار منصرف شد.

شرکت OKB به دلیل نداشتن تجربه در کار های فضایی در این امر شرکت نکرد.به همین دلیل از شرکت های خارجی برای سرمایه گذاری در این پروژه دعوت به عمل آمد.سازمان فضایی ناسا این طرح را به بوش ارائه داد.در این طرح آن ها گفته بودند با تکمیل راکت انرژِی راکت جدید به نام کلیپر قابلیت رفتن به ماه و حتی به مریخ  و برگشت به زمین  را خواهد داشت.اروپایی ها هزینه ی این طرح را 360 میلیون دلار بر آورد کردند.برای حمل کلیپر به مدار راکت حمل کننده نیاز است  در سال 2004 راکت روسی-اوکراینی"زنیت"برای این کار در نظر گرفته شد.

ابتدا آناتولی پرمینف هزینه ی پروژه ی کلیپر  را با استفاده از راکت حمل کننده ی سویوز برای سفر به ماه  و مونتاژ های مداری 100 میلیون دلار بر آورد کرد.اما تلویزیون دولتی روسیه  هزینه ی این پروژه را حدود 14 میلیون دلار بر آورد کرد. دراقدامی عجیب مدیر جدید راکت انرژی از  داشتن  پروژه ی بهتر از کلیپر خبر داد.سپس اروپایی ها پروتکولی نوشتند که در آن اشاره شده بود که روس ها  در این پروژه حمایت مالی نمی کنند و روس ها از همکاری با اروپایی ها در این زمینه دست کشیدند.سازمان فضایی روسیه هزینه ی این پروژه را برای سال های 2015-2006  حدود دو میلیارد دلار بر آورد کرد.اما طبق قانون بودجه بندی روسیه این پروژه برای شرکت های داخلی  هوا-فضایی داخل روسیه به مسابقه گذاشته شد.در این مسابقه شرکت های خرونیچو و لاوچکینا حضور داشتند و هر کدام از طرح های خود ماکت ارائه دادند .این دوشرکت هر کدام برای خود پروژه ی جدا گانه ای داشتند.

 شرکت خرونیچو اعلام کرد که در طرح او حجم سفینه ی برگشتنده ی به زمین دو برابر خواهد شد و داخل این سفینه به تکنولوژی روز مجهز خواهد شد.این شرکت اعلام کرد که در طرح آن ها  قطر سفینه دو برابر خواهد شد که امکان قرار دادن فضانوردان و بار ایجاد خواهد شد.ارتفاع این سفینه شش متر افزایش خواهد یافت.در طرح آن ها قسمت پایینی  سفینه ی برگشتنده ی به زمین از سپر حرارتی تشکیل شده است.از  قسمت بالایی این سفینه برای مونتاژ استفاده می کنند.

طرح شرکت لاوچکینا در قالب کلیپر از یک شاتل ویک هواپیمای آنتنف که این شاتل را باید  حمل کند تشکیل شده است.در این طرح پیش بینی شده بود که این شاتل در مدار قرار خواهد گرفت.البته جهت حمل این شاتل   وسیله ای که مانند کشتی هوایی است نیز پیش بینی شده بود.پس از پر شدن باک شاتل این کشتی هوایی از شاتل بر داشته می شود.

نویسنده:وادیم لوکاشوچ

بازگردان:صبا اکبری

چاپ ژوئن 2006

سایت مجله    www.popularmechanics.ru

    

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 8:30  توسط مصطفی کاظمی پور  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM